لم تقولون ما لاتفعلون این توبیخ قرآن است به همه کسانی که حرف و عملشان دوگونه است

سوای از موضوع خیراخلاقی منتشرکردن فیلم و عکسهای بدون حجاب #نامداری ؛ موضوع مهمتر عدم تقید ایشان به حجابی است که به قول معاندین مرتب این چادر را در چشم مخالفان فرو می کرده است.

این بهانه ها که با محارم بوده ایم و یک دقیقه روسری من افتاده با آنچه در فیلم مشاهده می شود تناقض دارد و پذیرفته نیست(فضای عمومی خارج از کشور و همچنین بطری های کاملا مشخص)

البته کوس* رسوایی این ظاهرسازی ها و استفاده ابزاری از موضوعات دینی خیلی وقت است به زمین افتاده و مردم، مومن واقعی را از تصنعی خوب میشناسند.

نامداری همان کسی که به فلان شاعر کوچه بازاری سرا توصیه میکند راجع به اهل بیت شعر بگوید و به قول معروف راه ریا را نشانش می دهد اما او خیلی قاطعانه می گوید وقتی به موضوعی علاقه ندارد شعرهم نمی گوید.

کسی که مقید به حجاب است اگر مومن واقعی باشد با حجابش شوآف نمی کند کمی حیا هم چاشنی آن است.

گفتن و خندیدن با نامحرمان روی آنتن زنده کم از کشف حجاب ندارد

این توبیخ قرآن است به همه ما و همه مدعیان سست عمل…

#لم_تقولون_مالاتفعون ؟

 

*دهل، طبل، نقاره

بسم الله

خداوند چه صبری به سیدعلی داده خودش می داند

اما ؛

امشب (۴-۲-۹۶) اخبار سراسری شبکه یک خلاصه فعالیتهای تبلیغاتی آقایان رئیسی ، قالیباف ، میرسلیم ، هاشمی طبا ، جهانگیری و روحانی رو پخش می کرد.

جماعتی که عمری با واسطه و بی واسطه از مجریان و مسئولین جمهوری اسلامی بوده اند

با استثناء یکی دونفر که ممکن از کمی در گفتار صداقت داشته باشند …

جان کلام هر شش نفر ایجاد اشتغال برای جوانان بود تازه مظاهری با تمسخر قالیباف متلکی هم پرانده که یا نمیدانی اشتغال ایجاد کردن چیست یا شمردن بلد نیستی! (اشاره به حکم هزار تازیانه ای که گفتند یا شلاق نخورده ای یا نمیدانی هزارتا شلاق چیست)

انتظار اخلاق داشتن از جماعتی که عمری بر بیت المال چنبره انداخته اند و حلال و حرام بلعیده اند کمی مضحکانه است اما همین هم که به عنوان سپر روحانی ثبت نام کرده  وقرار است جور ۴ سال کارنکردن و مفت خوردن و خوابیدن خود و رییسش را دراین یک ماه بدوش بکشد هم بسیار مذبوحانه اشک تمساح برای جوانان و فارغ التحصیلان بیکار وطن می ریخت

جناب جهانگیری شما که شمردن بلدید ، شما که اشتغال ایجاد کردن بلدید بفرمایید در این ۴ سال صدارتتان چه گلی به سر مملکت زده اید

حتی رییستان هم آمار اشتغال جعلی می دهد

نمی دانم تا کی میتوان اینگونه این جماعت که هر چهارسال یادشان از مردم می آید را تحمل کرد اما ای کاش بخرج جیب مردم از این کشور هجرت می کردند و می رفتند.

مگر امام زمان نظر لطفی به اوضاع وخیم اقتصاد ایران و ایرانی بکند و کمک کند کسی #رییس (ی) جمهور شود که اگر کار هم نمیکند دیگر دروغ به مردم نگوید…

الإمامُ الصّادقُ عليه  السلام:

إنّ حُسنَ الخُلُقِ يُذِيبُ الخَطيئةَ كما تُذِيبُ الشمسُ الجَليدَ ، وإنّ سوءَ الخُلُقِ لَيُفسِدُ العَمَلَ كما يُفسِدُ الخَلُّ العَسَل

امام صادق عليه السلام:

همانا خوشخويى گناه را ذوب مى كند، همچنان كه آفتاب شبنم را، و بدخويى كردار را تباه مى سازد، همچنان كه سركه عسل را.

(بحار الأنوار : ۷۱/۳۹۵/۷۴)

چند نکته درباره جایگاه حسن خلق و ارتباط آن با برخی از امور

حسن خلق دو معنا دارد: معناى عام و معناى خاص. (جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۴۲- ۳۴۳)

حسن خلق به معناى عام عبارت است از عموم خصلت‏هاى پسنديده‏اى كه لازم است انسان روح خود را به آن‏ها بيارايد.

حُسن خلق به معناى خاص عبارت است از خوش‏رويى، خوش‏رفتارى، حسن معاشرت و برخورد پسنديده با ديگران. امام صادق عليه السلام در بيان حسن خلق به معناى خاص فرمود:

«تُلَيِّنُ جانِبَكَ وَ تُطَيِّبُ كَلامَكَ وَ تَلْقى‏ اخاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ» (بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۸۹، اسلاميه‏)

حُسن خلق آن است كه برخوردت را نرم كنى و سخنت را پاكيزه سازى و برادرت را با خوش‏رويى ديدار نمايى.

حُسن خلق و گشاده‏ رويى از بارزترين صفاتى است كه در معاشرت‏ هاى اجتماعى باعث نفوذ محبّت شده و در تأثير سخن اثرى شگفت‏ انگيز دارد. به همين جهت خداى مهربان، پيامبران و سفيران خود را انسان‏ هايى عطوف و نرم‏ خو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر گذارند و آنان را به سوى خود جذب نمايند. اين مردان بزرگ براى تحقّق‏ بخشيدن به اهداف الهى خود، با برخوردارى از حُسن خُلق و شرح صدر، چنان با ملايمت و گشاده‏ رويى با مردم رو به‏ رو مى‏ شدند كه نه‏ تنها هر انسان حقيقت‏ جويى را به آسانى شيفته خود مى‏ ساختند و او را از زلال هدايت سيراب مى‏ كردند، بلكه گاهى دشمنان را نيز شرمنده و منقلب مى‏ نمودند.

مصداق كامل اين فضيلت، وجود مقدّس رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است. قرآن كريم، اين مزيّت گران‏ بهاى اخلاقى را عنايتى بزرگ از سوى ذات مقدس خداوند دانسته، مى‏ فرمايد:

«فَبما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَا نْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل عمران ۱۵۹)

در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم‏ خو شده‏ اى و اگر خشن و سنگ‏دل بودى، از گردت پراكنده مى‏ شدند.

ارزشى كه اسلام براى انسان خوش‏رفتار قائل است، تنها به مؤمنان محدود نمى‏ شود، بلكه غير آنان نيز اگر اين فضيلت را دارا باشند، از مزاياى ارزشى آن بهره‏ مند مى‏ شوند. در تاريخ چنين آمده است:

على عليه السلام از سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مأمور شد تا با سه نفر كه براى كشتن ايشان هم‏ پيمان شده بودند، پيكار كند. آن حضرت، يكى از سه نفر را كشت و دو نفر ديگر را اسير كرد و خدمت پيامبرخدا صلى الله عليه و آله آورد.

پيامبر صلى الله عليه و آله، اسلام را بر آن دو عرضه كرد و چون نپذيرفتند، فرمان اعدام آنان را به جرم توطئه ‏گرى صادر فرمود. در اين هنگام جبرئيل بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و عرض كرد: خداى متعال مى‏ فرمايد، يكى از اين دو نفر را كه مردى خوش ‏خلق و سخاوتمند است، عفو كن. پيامبر نيز از قتل او صرف‏ نظر كرد، وقتى علّت عفو را به فرد مزبور اعلام كردند و دانست كه به خاطر داشتن اين دو صفت نيكو مورد عفو الهى واقع شده، شهادتين‏ را گفت و اسلام آورد. رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره ‏اش فرمود:

«او از كسانى است كه خوش‏ خويى و سخاوتش او را به سمت بهشت كشانيد.» (بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۹۰)

حدود حُسن خُلق‏

بايد ديد كه آيا حُسن خلق داراى ارزش ذاتى است، چه در برخورد با مؤمن باشد و چه در برخورد با كافر؟ يا فقط با مؤمنان بايد خوش‏ رفتار بود؟

آنچه از جمع‏ بندى آيات و روايات و سيره معصومين عليه السلام به دست مى‏ آيد، اين است كه حُسن خلق از نظر آيين مقدّس اسلام ارزش ذاتى دارد، چه در برخورد با مؤمن و چه در برخورد با كافر. اكنون براى روشن‏ شدن حدود حسن خلق موضوع را از چند جهت بررسى مى‏ كنيم:

الف- حسن خلق مؤمنان با يكديگر

بديهى است كه خوش‏رفتارى مؤمنان با يكديگر، يكى از ارزش‏ هاى والاى اخلاقى به حساب مى‏ آيد. قرآن كريم، ياران رسول اكرم صلى الله عليه و آله را به اين صفت ستوده، مى‏ فرمايد:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ …» (فتح ۲۹)

محمد صلى الله عليه و آله رسول خدا و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند.

ب- با كافران و مجرمان چگونه برخورد كنيم؟

در برخورد با اين گروه نيز نرم‏ خويى و حُسن خلق پسنديده است. ولى تا زمانى كه ملايمت در آنان اثرى سازنده داشته و در هدايت و نجات آنان مؤثّر باشد و نرمى گفتار و رفتار ما سبب شود از عقيده باطل يا عمل ناپسند خود دست بردارند و اصلاح شوند. اگر اين نتيجه حاصل نمى ‏شود، حدّاقل موجب تقويت و جرأت‏ يافتن آنان بر مخالفت با دين و آزار و اذيّت مسلمانان نگردد، و زشتى انحرافشان را كم‏رنگ نسازد و گناه و لغزش آنان كوچك شمرده نشود. خداى متعال، هنگام اعزام حضرت موسى‏ و برادرش هارون به سوى فرعون به آنان دستور مى ‏دهد:

«إِذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏، فَقوُلا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏» (طه ۴۳-۴۴)

به سوى فرعون برويد كه سركشى كرده است. با او به آرامى و نرمى سخن بگوييد، باشد كه پند گيرد يا بترسد.

روزى مردى يهودى كه چند دينار از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله طلب داشت، تقاضاى پرداخت طلب خود را كرد. آن حضرت فرمود: فعلًا ندارم.

مرد يهودى گفت: از شما جدا نمى ‏شوم تا بپردازيد.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من هم در اين‏جا با تو مى‏ نشينم.

آن قدر نشست كه حضرت نماز ظهر، عصر، مغرب، عشا و نماز صبح روز بعد را همان جا خواند. اصحاب خواستند يهودى را بيازارند، ولى‏ حضرت آن‏ها را از چنين كارى بازداشت. عرض كردند: «يك يهودى شما را بازداشت كند؟!»

حضرت فرمود: «خداوند مرا مبعوث نكرده تا به مردم ستم كنم!» پيامبر، يهودى و تعدادى از مسلمانان تا نيم‏روز در آن مكان نشستند. در اين هنگام يهودى گفت: «گواهى مى‏ دهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و تو فرستاده خدا هستى.» سپس عرض كرد: «به خدا سوگند از اين كارى كه نسبت به شما روا داشتم، قصد جسارت نداشتم، بلكه خواستم بدانم اوصاف شما با آنچه در تورات به ما وعده داده‏ اند، تطبيق مى‏ كند يا خير؟ چون در آن‏جا خوانده‏ ام كه پيغمبر خاتم در مكّه متولّد مى ‏شود و به يثرب هجرت مى ‏كند، درشت‏ خو و بداخلاق نيست، با صداى بلند سخن نمى ‏گويد، ناسزاگو و بدزبان نيست. اينك همه ثروتم را در اختيارتان مى ‏گذارم تا در راه خدا به مصرف برسانيد.» (بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۶)

ج- خوش خلقى و پرهيز از چاپلوسى‏

بدبختانه بعضى به دليل عدم شناخت و آگاهى لازم، حسن خلق و رفتار نيكو را با تملّق و چاپلوسى اشتباه مى‏ گيرند و به ‏ناحقّ به مدح و ستايش صاحبان زور و زر مى ‏پردازند و در برابر آنان كرنش و كوچكى مى ‏كنند و شخصيّت و ارزش والاى انسانى خود را لگدكوب مى‏ سازند و با كمال وقاحت نام اين رفتار ناشايست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم مى‏ گذارند. نشانه چنين كسانى آن است كه وقتى به افراد عادى و تهى‏ دست مى ‏رسند، گشاده‏ رويى و نرم‏ خويى را فراموش مى ‏كنند و چهره‏ اى عبوس و خشن به خود مى‏ گيرند. اين صفت ناپسند نه ‏تنها يك ارزش نيست، بلكه‏ گناهى بزرگ است كه موجب خشم خداوند مى‏ شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:

«اذا مُدِحَ الْفاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ» (بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۲)

هرگاه شخص فاجرى ستايش شود، عرش الهى مى ‏لرزد و خداوند خشمگين مى ‏شود.

پس ضرور است كه در برخوردهاى اجتماعى خود، رفتار پسنديده را با چاپلوسى اشتباه نگيريم و افراد متخلّقى را كه گاه در صدند با چرب زبانى و چاپلوسى، حق و باطل را بر ما مشتبه كنند، طرد كرده و خود را از نيرنگ آنان ايمن سازيم.

د- خوش خلقى و مزاح‏

يكى ديگر از موضوعات مرتبط با حُسن خلق، بحث مزاح است. بايد دانست كه مزاح و شوخى در حدّى كه موجب زدودن غم و اندوه و شاد كردن مؤمن باشد و به گناه و افراط و جسارت و سخنان زشت و دور از ادب كشيده نشود، عملى پسنديده است. آنچه در اين باره از پيشوايان دين به ما رسيده، در همين محدوده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

«انّى‏ لِامْزَحُ وَ لا اقُولُ الَّا حَقّاً» (بحارالانوار، ج۱۶، ص ۲۹۸)

من شوخى مى ‏كنم، ولى جز سخن حق نمى ‏گويم.

شخصى به نام يونس شيبانى مى ‏گويد: حضرت صادق عليه السلام از من پرسيد: مزاح شما با يكديگر چگونه است؟ عرض كردم: بسيار اندك!

حضرت فرمود: «اين گونه نباشيد، چرا كه مزاح‏ كردن از حسن خلق است و تو مى ‏توانى به وسيله آن برادر دينى ‏ات را شادمان كنى. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز با افراد شوخى مى‏ كرد و منظورش شادكردن دل آنان بود.» (اصول كافى، ج ۲، ص ۶۶۳)

ه- حسن خلق آرى! بى ‏تفاوتى نه‏

از نظر اسلام، حسن خلق هرگز به اين معنا نيست كه اگر با منكرى روبه رو شديم، دربرابر آن سكوت كرده، لبخند بزنيم، يا در برابر اعمال زشت ديگران واكنش منفى نشان ندهيم، زيرا برخورد منفى و توأم با تندى و خشونت، زمانى مذموم و ناپسند است كه پاى بى ‏اعتنايى به دين و ارزش ‏هاى والاى آن در ميان نباشد و گرنه رنجيدن نزديك‏ترين افراد به انسان نيز اگر به دليل حفظ ارزش ‏ها و پای‏بندى به آن باشد، نه‏ تنها زشت نيست، بلكه در رديف مهم‏ترين وظايف شرعى و از مراتب نهى از منكر است.

على عليه السلام در اين باره فرمود:

«أَمَرَنا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ أَنْ نَلْقى‏ أَهْلَ الْمَعاصى‏ بِوُجُوهٍ مُكْفَهِرَّةٍ» (وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج ۱۱، ص ۴۱۳، اسلاميه، تهران‏)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما دستور داده است كه با معصيت‏كاران با چهره‏اى خشن روبه ‏رو شويم.

 

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشدلورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشدلورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشدلورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشدلورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است