غربی های کلاس اولی

نویسنده:
۲۶ اسفند ۹۳

كساني كه غرب رفته اند و حتي كساني كه به ژاپن و چين سفر كرده اند خيلي از نظافت و تميزي خيابان ها و آدم ها مي گويند آنقدر كه شنونده احساس مي كند بهشت روي زمين آنجاست و ما داريم در ميان كثافات و زباله ها زندگي مي كنيم، اما اين مطلب اگر هم درست باشد كه نيست تازه آنها به يكي از دستورات دين ما عمل كرده اند و ما مي توانيم فقط با بها دادن به نمازمان و انجام آن با تمام آداب و شرايطش خيلي از آنها جلو بيفتيم يعني هم محيط زندگيمان نظيف تر و پاكيزه ترخواهد بود و هم خودمان، و هم بدنمان از صحت و سلامت بيشتري برخوردار بود.

ممكن است قبول اين مطلب برايتان سخت باشد اما واقعيت چيزي است كه با كمي انصاف مي شود آن را ديد و پذيرفت.

از نظر پزشكي ثابت شده جريان منظم وسريع خون در بدن باعث از بين رفتن كسالت و ايجاد نشاط مي شود و اين كار با رسيدن آب سرد به پوست به نحو احسن شكل مي گيرد، خوب يكي از آداب نماز اين است كه با آب سرد وضو گرفته شود و بوسيله وضو، آب به مهمترين اعضاي بدن ميرسد، اين از نظر با نشاط و سر زنده بودن، تازه حداقل بايد روزي سه مرتبه ما اين كار را انجام بدهيم در ابتداي روز و در وسط روز و در انتهاي روز.

يكي ديگر از آداب نماز اين است با آبي كه با نور خورشيد گرم شده وضو گرفته نشود در روايت داريم كه اين كار باعث نوعي بيماري پوستي به نام پيسي مي گردد . اين هم يكي ديگر از مواردي كه دين ما به سلامت جسم ما نظر داشته است.

مورد ديگري كه مي شود به آن اشاره كرد اين ادب نماز است كه قبل از وضو خوبست استنشاق شود امروزه در علم طب هم ثابت شده كه اين عمل هم باعث پيشگيري و هم باعث درمان بيماري سينوزيت مي شود، اگر كسي روزي سه بار و هر بار هم سه مرتبه استنشاق نمايد ديگر هرگز دچار اين بيماري نمي شود، بيماري كه اكثر پزشكان با  مسكن ها و… در صدد ساكت كردن درد آن هستند و از عهده درمان آن عاجزند و حتي دست به عمل جراحي هم مي زنند اما به مقصود دلخواه خود نمي رسند.

نمازي كه از شرايط حتمي آن پاك بودن بدن و لباس است و ما را مجبور مي كند كه هر روز دست كم سه بار هم بدن و هم لباس خود را پاكيزه كنيم آيا سبب نمي شود كه ما براي اين مهم هم خودمان را تمييز نگهداريم و هم محيطمان را از كثافات و… محافظت كنيم؟

نكته آخر اينكه همه پزشكان قبول دارند كه اگر كسي دهان و دندان سالمي داشته باشد از بسياري بيماري ها بر كنار خواهد بود يكي از آداب نماز مسواك است؛ مسواك در شبانه روز چند نوبت سفارش شده كه يكي از اين موارد قبل از وضو است، بيماري دهان و دندان حتي به بيماري هاي قلبي هم مرتبط است و يكي از علل بيماري قلبي همين سالم نبودن دندان و دهان است.

سزاوار نیست که چشم و گوش خود را به واقعيات و برتري هاي خودمان ببنديم و از ذكر فضايل پوشالي و ساختگي بيگانگان  احساس حقارت كنيم.

نماز با شرایط و آداب کامل

نماز با شرایط و آداب کامل

 

نومجتهدها

نویسنده:
۲۶ اسفند ۹۳

يکي از مسائل چالش برانگيز ايّام عزای سالارشهیدان اباعبدالله الحسین، موضوع قمه زدن و حرمت و حليّت آن است؛ مساله اي که هرانسان عاقلي آن را ردّ مي کند و نمي پذيرد و نمي پسندد اما برخي معتقدند در دستگاه امام حسين عليه السلام اين دل است که حکم مي راند و عقل را ياراي درک عظمت اين مقام نيست که بخواهد امري را بپسندد و امري را نپسندد.

اما نکته حائز اهميت در اين مسأله اين است که؛ موضوع جان نثاري و خاکساري در عزاي سالار شهيدان و ابراز ارادت در حد ريختن خون سر و صورت براي ايشان مانند همه مسائل ديگر نيازمند حکم شرعي است آنهم نه از جانب دل بلکه از جانب مراجعي که عمري را صرف فهم دين کرده اند و هزاران حديث و روايت و مقتل و تاريخي را از نظر گذرانده اند و هيچ بچه شيعه اي را نرسد که با کپي کردن چند حديث و نشر آنها فتوا به جواز اين امر دهد(کاش فقط حکم جواز مي دادند برخي حکم وجوب مي دهند انگار از نماز واجب ترشده است) اين احاديث مثل نقل و نبات Copy و Paste مي شود و به يقين هيچ کدام از منتشرگنندگانش حتي زحمت مراجعه و ديدن منبع را هم به خود نمي دهند برفرض وجود داشتنشان نيازمند متخصص علم دين است تا برداشت جواز دهد نه هر کسي…

درست مثل اين مي ماند که ما بدون مراجعه به پزشک کتابي در باب پزشکي برداريم و خود براي بيماريمان نسخه بپيچيم و به ريش دکترها بخنديم …

هيچ مقلدي براي عمل خود اجازه ندارد مستقيما به احاديث و آيات مراجعه کرده و برداشت فقهي کند اين کار تنها و تنها از عهده مراجع تقليد آنهم مراجعي که علاوه برشهرت مرجعيت اجازه اجتهاد از چند مجتهد ديگر داشته باشند جايز است.

هرکه برسر زد عمامه آيت اللهش مخوان…

در زير به نظر برخي از مراجع عظام تقليد اشاره مي شود؛

۱) آيت الله العظمي امام خامنه اي مدظله
سـؤال ۱۴۶۰: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏ شود که علاوه بر اينکه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏ شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص وارد مى‏ کند و همچنين موجب توهين به مذهب مى‏ گردد، نظر شريف حضرتعالى در اينباره چيست؟
پاسـخ: هر کارى که براى انسان ضرر داشته و يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مؤمنين بايد از آن اجتناب کنند و مخفى نيست که بيشتر اين امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بيت عليهم‌السلام مى‏ شود و اين از بزرگترين ضررها و خسارتها است.

سـؤال ۱۴۶۱: آيا قمه زدن به‌طور مخفى حلال است يا اينکه فتواى شريف حضرت عالى عموميت دارد؟
پاسـخ: قمه زنى علاوه بر اينکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏ شود و سابقه‏ اى در عصر ائمه عليهم‌السلام و زمان هاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شکل خاص يا عام از معصوم عليه‌السلام در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏ شود بنا بر اين در هيچ حالتى جايز نيست.

۲) آيت الله العظمي فاضل لنکراني قدس سره
سـؤال  ۲۱۷۳:  آيا قمه زنى جايز است؟ چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، وظيفه چيست؟
پاسـخ: با توجه به گرايشى که نسبت به اسلام و تشيع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اکثر نقاط جهان پيدا شده، و ايران اسلامى به عنوان امّ القراى جهان اسلام شناخته مى شود، و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام، مطرح است لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام به گونه اى عمل شود که موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد. پيداست در اين شرايط، مسأله قمه زدن نه تنها چنين نقشى ندارد، بلکه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقمند به مکتب امام حسين عليه السلام از آن خوددارى کنند. و چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست.

۳) آيت الله العظمي مکارم شيرازي مدظله
سـؤال: حکم ضرب و جرح بدن در عزاداري اباعبدا… چيست؟ لطفا نظر خود را راجع به سينه زني ، زنجير زني و قمه زني به طور مجزا و شفاف بيان کنيد.
پاسـخ: عزاداري خامس آل عبا از مهمترين شعائر ديني و رمز بقاي تشيع مي باشد ولي بر عزاداران عزيز لازم است از کارهايي که موجب وهن مذهب مي گردد و يا آسيبي به بدن آنها وارد مي کند خودداري کنند.

۴) آيت الله العظمي سيستاني مدظله
سـؤال: نظر آيت الله سيستاني نسبت به قمه زني چيست؟
پاسـخ: بايد از کارهايي که عزاداري را خدشه‌دار مي‌کند اجتناب شود.

۵) آيت الله العظمي نوري همداني مدظله
سـؤال ۵۹۷: آيا قمه زدن جايز است چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد وظيفه چيست؟
پاسـخ: اشکال دارد.

۶) آيت الله العظمي جوادي آملي مدظله
سـؤال: قمه و زنجير چاقويي زدن و تيغ کشيدن در مجلس عزاي اهل‌بيت چه حکمي دارد اگر خصوصي باشد و عمومي چه حکمي دارد؟
پاسـخ۱: چيزي که در شرايط کنوني مايه وهن اسلام است مانند قمه زدن و… جايز نيست.
پاسـخ۲: چيزي که مايه تعظيم شعائر اسلام يا سبب هتک نيست مانند زنجير زدن جايز است.

۷) آيت الله العظمي سبحاني مدظله
سـؤال: آيا قمه زنى در زمان حاضر جايز است يا خير؟
پاسـخ: جايز نيست. والله العالم

۸) آيت الله العظمي مظاهري مدظله
سـؤال: قمه‌ زدن‌ از نظر فقهي‌ چه‌ حکمي‌ دارد؟
پاسـخ: چون‌ ولايت‌ فقيه‌ نهي‌ از آن‌ کرده‌اند همه‌ بايد از اين‌ کار پرهيز کنند گر چه‌ مقلّد کسي‌ باشند که‌ جايز بداند.

۴

سلام بر مادر پهلو شکسته شيعيان

نویسنده:
۲۶ اسفند ۹۳

السلام عليک يا فاطمه الزهراء سلام الله عليها (برغم وهابيت که بايد براي همه بزرگانشان بايد بگويند رضي الله عنها چون سابقه کفر و شرکشان را نمي توانند انکار کنند)

فاطمه زهرا سياسي ترين هوشمند ترين ولايتمدار ترين مجاهدترين و مظلوم ترين بانوي هستي است.

در اثبات همه اين اوصاف تنها يک دليل بيشتر لازم نيست و آنهم دفن شبانه و مخفي بودن مزار عزيزش است.

آهاي بچه شيعه! آهاي کتک خورده تاريخ! اي کسی که بزعم علماي اهل تسنن، کافری و اي کسي که کشتن تو کليد رفتن به بهشت است بدان هر وقت اهل تسنني يا وهّابي ازتودرباره حقانيت مذهبت پرسيد فقط يک کلام بگو؛

بپرس

قبر تنها دختر پيامبر کجاست؟ چرا مخفي؟ چرا شبانه؟

ببين چگونه اين کافران ولايت مات مي شوند.

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

سفارشات اخلاقي آيت‌الله‌ مرعشي نجفي

نویسنده:
۲۶ اسفند ۹۳

بخش‌هايي از وصايا و توصيه‌هاي ایشان؛

برنامه قرائت روزانه:
سفارش‌ مى‌كنم به خواندن سوره يس بعد از نماز صبح هرروز يك‌مرتبه، سوره نباء (عم يتسائلون) بعد از نماز ظهر، سوره عصر بعد از نماز عصر، سوره واقعه بعد از نماز مغرب و سوره الملك بعد از نماز عشاء؛ و تأكيد ‌مي‌كنم بر مداومت كردن به آنچه يادآور شدم، زيرا من شخصاً روايت‌ مى‌كنم اين روش را از استادان بزرگوار خود، و بارها نيز تجربه آموخته‌‌ام.

محاسبه و مراقبه:
سفارش ‌مى‌كنم به محاسبه نفس در هر هفته مانند حساب شريك از شريك ديگر با دقت كامل؛ اگر لغزشى احساس كرديد، با توجه، درصدد تدارك و جبران آن برآييد و اگر حسنه‌اى در اعمال و رفتارتان يافتيد، خداوند سبحان را شكرگزار باشيد و از درگاهش مزيد توفيق را طلب كنيد.

عشق به كمال و علم:
زماني كه ما در نجف اشرف به تحصيل اشتغال داشتيم، گاهي مي‏ شد كه تا ۴۰ روز اصلاً گوشت گيرمان نمي‏ آمد بخوريم، خوب آقازاده هم بوديم و رويمان نمي‏ شد برويم پيش اعلام و بزرگان آن‌وقت و دست دراز كنيم؛ و گاهي آن‌قدر سرگرم درس بوديم كه تا ۲۴ ساعت گرسنه مي‏ مانديم، ولي اصلاً توجه به اين مسايل نداشتيم و آن‌زماني كه در مدرسه قوام در نزديكي‌هاي صحن مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام در نجف‌اشرف به تحصيل اشتغال داشتم، با مرحوم آيةالله حاج سيدابوالقاسم ارسنجاني شيرازي كه از علماي بزرگ شيراز بودند، هم‌حجره بودم؛ ما گاهي گرسنه مي‏ شديم و هيچ‌چيز نداشتيم بخوريم. بعضي از اعيان و اشراف آن‌روز هم فرزندان خود را مي‏ فرستادند به نجف اشرف كه درس بخوانند، ولي اين‌ها معمولاً مي‏ آمدند و درس نمي‏ خواندند و آش و پلويي راه مي‏ انداختند و عده ‏اي هم از افرادي كه دنبال دنيا بودند، دور اين‌ها را مي‏ گرفتند و ارتزاق مي‏ كردند.گاهي اين‌ها كاهوي زيادي مي‏ خريدند و مي ‏آمدند در كنار حوض و برگ‌هاي زيادي را مي ‏ريختند در حاشيه حوض و ساقه‏ هاي وسطش را مي‏ بردند و مي‏ خوردند. من و آن رفيق هم‌حجره ‏ام باهم مي‏ رفتيم اين برگ‌هاي اضافي كاهوها را مخفيانه جمع مي‏ كرديم و با آن‌ها سد جوع مي‏ كرديم و هيچ‌گاه هم به خودمان اجازه نمي‏ داديم كه براي كسي بازگو كنيم، ولي آني از تحصيل و تدريس غافل نبوديم.

انس با جامعه کبيره:
سفارش‌ مى‌كنم به مداومت قرائت زيارت جامعه كبيره، اگرچه در هفته يك‌بار باشد.

غيبت، سمّ مهلک:
سفارش ‌مى‌كنم به دورى جستن از غيبت بندگان خدا به‌ويژه اهل علم، زيرا غيبت آنان چون خوردن مردار مسموم است.

دعاي ويژه در قنوت:
سفارش ‌مى‌كنم به مداومت اين دعاى شريف در قنوت‌هاى نمازهاى واجب و آن را من روايت‌ مى‌كنم از پدر علامه خود، آن دعا اين است:اللهم انى اسئلك بحق فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها، و السرّ المستودع فيها ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى ما انت اهله و لا تفعل بى ما انا اهله. پروردگارا؛ من تو را‌ مى‌خوانم به حق فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازى را كه در آن‌ها امانت نهاده‌اى، اين‌كه: درود بفرستى بر محمد و آل‌محمد صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و اين‌كه آن‌چه تو اهل آنى با من عمل كنى و بجا آورى و نه بجا آورى آنچه من سزاوار آنم.

ذکر مخصوص:
سفارش‌مى كنم به مداومت اين دعا پس از ذكر ركوع، خصوصاً در ركعت آخر: اللهم صل على محمد و آل محمد و ترحّم على عجزنا و اغثنا بحقهم. پروردگارا! درود فرست بر محمد و آل‌محمد صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و ترحم بر عجز ما كن و پناه بده و به داد ما برس به حق آنان.

تسبيحات حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها:
سفارش ‌مى‌كنم به مداومت تسبيحات جده ما زهراء بتول سلام‌الله‌عليها.

نافله شب:
سفارش اكيد ‌مى‌كنم به نماز شب و استغفار در سحرها.

زيارت اولياءالله:
سفارش ‌مى‌كنم به مداومت زيارت مشاهد عترت زاكيه و من شخصاً چه بهره‌هاى فراوانى از اين مشاهد برده‌ام.

کثيرالذکر:
سفارش‌مى كنم به استغفار در شب‌ها و نيز در روز.

طهارت واقعي:
سفارش ‌مى‌كنم كه پيوسته با طهارت و وضوء باشيد كه آن خود سبب نور باطن و برطرف‌كننده آلام و اندوه‌هاست.

حسن سلوک:
سفارش‌ مى‌كنم به حسن‌خلق و تواضع و ترك تكبر و خودخواهى با مؤمنين.

تبرک در پوشش:
از روزي كه خودم روي پاي خودم ايستادم، هرگاه لباس نوي مي ‏دوختم، نخستين‌بار مي ‏بردم در حرم‌هاي ائمه عليهم‌السلام و با ماليدن به ضريح، آن را متبرك نموده، بعد از آن استفاده مي‏ كردم.

نگهبان بيت‌المال:
من شب كه مي‏ خوابم نبايد هيچ پولي و اندوخته‏ اي در جيب من باشد، چون ما عامل هستيم. ما بايد از اين دست بگيريم و با دست ديگر بدهيم به فقرا، ايتام، نيازمندان و كمك كنيم به مراكز علمي، ديني و فرهنگي، اين‌ها مال ما نيست!

اهتمام به نوافل:
سفارش‌ مى‌كنم بر مداومت بر سنن و مستحبات و ترك مكروهات تا حد امكان.

انس با قرآن:
سفارش ‌مى‌كنم بر خواندن و قرائت قرآن شريف و هديه و ثواب آن را به ارواح شيعيان آل‌رسول صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم از آنانى‌كه بازماندگانى ندارند نثار كنيد، من شخصاً بارها از اين عمل كه سبب توفيق بيشتر در امور بوده، تجربه آموخته‌ام.

صله‌رحم:
سفارش‌ مى‌كنم بر صله رحم، چه آن سبب توفيق براى اعمال صالحه و شايسته و زيادى عمر و بركت و روزى انسان است.

آخرين سخن:
من خيلي بارم سبك است و هيچ نگراني ندارم، تنها يك چيز مرا زجر مي‏ دهد و آن اين است كه مي‏ ترسم در ايام زندگيم نوشته يا صحبت‌هاي من در هر موردي باعث شده باشد كه حقي ناحق شود، يا در همسايگي ما گرسنه‏ اي بوده باشد و ما غذاي سير خورده باشيم كه والله و بالله و تالله اگر چنين چيزي بوده، من آگاهي نداشته‏ ام. شما هم بارتان را سبك كنيد و از تجمل‌پرستي و خانه بزرگ و… بپرهيزيد، كه همه‌چيز ظرف چند دقيقه نابود مي‏ شود.

آيت‌الله‌ مرعشي نجفي

آيت‌الله‌ مرعشي نجفي

چرا نماز را بايد به زبان عربي خواند؟

نویسنده:
۲۶ اسفند ۹۳

حاج آقا رحيم ارباب (تولد۱۲۹۷ق۱۲۵۹ش-وفات ۱۹-۹-۱۳۵۵) يکي از علماي مشهور اصفهان و استاد بزرگاني چون شهيد بهشتي و شهيد مفتح است.

وي که در کسوت روحانيت بود ولي به رسم ايشان عمامه نگذاشت و هميشه کلاه پوستي بر سرداشت. او فقط هنگام نماز به رسم اجداد خود عمامه‌اي کوچک به سر مي‌گذاشت. همچنين او معتقد به وجوب تعييني نماز جمعه بود و خود در اصفهان نماز جمعه برپا مي‌کرد.

آقاي محمد جواد شريعت خاطره ای از مرحوم آيت الله حاج آقا رحيم ارباب اصفهاني در رابطه با راز عربي بودن نماز نقل کرده است:

چرا نماز را بايد به زبان عربي خواند؟

سال ۱۳۳۲شمسي بود من و عده اي از جوانان پرشورآن روزگار، پس از تبادل نظر و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم که چه دليلي دارد نمازرا به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نمازرا به زبان فارسي بخوانيم و همين کار را هم کرديم.

والدين کم کم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا يکديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهي ديگر برگزينند، چون پند دادن آن ها مؤثر نيفتاد، ما را نزد يکي از روحانيان آن زمان بردند. آن روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز مي خوانيم، به شيوه اي اهانت آميز نجس و کافرمان خواند.

اين عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت يکي از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فکر مورد تأييد قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وي در ميان نهادند، او دستور داد در وقتي معيّن ما را خدمتش رهنمون شوند.

درروز موعود ما راکه تقريباً پانزده نفربوديم، به محضرمبارک ايشان بردند، درهمان لحظه اول، چهره نوراني وخندان وي ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غيرازديگران يافتيم و دانستيم که با شخصيتي استثنايي روبرو هستيم.

آقا در آغاز دستور پذيرايي از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما که به فارسي نماز نمي خوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد. وقتي آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يکي يکي خودتان را معرفي کنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلي و چه رشته اي درس مي خوانيد، آنگاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش هاي علمي مطرح کرد و از درس هايي مانند جبر و مثلثات و فيزيک و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيد که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بيرون بود.

هرکس از عهده پاسخ برنمي آمد، با اظهار لطف وي وپاسخ درست پرسش روبرو مي شد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود:

والدين شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسي مي خوانيد، آن ها نمي دانند من کساني را مي شناسم که نعوذبالله اصلاً نماز نمي خوانند، شما جوانان پاک اعتقادي هستيد که هم اهل دين هستيد و هم اهل همّت، من در جواني مي خواستم مثل شما نماز را به فارسي بخوانم؛ ولي مشکلاتي پيش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جواني ام جامه عمل پوشانيده ايد، آفرين به همّت شما، در آن روزگار، نخستين مشکل من ترجمه صحيح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده ايد. اکنون يکي از شما که از ديگران مسلط تراست، بگويد بسم الله الرحمن الرحيم را چگونه ترجمه کرده است.

يکي از ما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و براي پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مايک نفر است؛ زيرا من ازعهده پانزده جوان نيرومند برنمي آمدم.

بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد بسم الله را چگونه ترجمه کرديد؟

آن جوان گفت: طبق عادت جاري به نام خداوند بخشنده مهربان.

حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم الله چنين باشد. درمورد بسم ترجمه به نام عيبي ندارد. اما الله قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم و خاص خدا است و اسم خاص را نمي توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگراسم کسي حسن باشد، نمي توان به آن گفت زيبا ترجمه حسن زيباست؛ اما اگربه آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، خوشش نمي آيد. کلمه الله اسم خاصي است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مي کنند. نمي توان الله را ترجمه کرد، بايد همان را به کار برد.

خوب رحمن را چگونه ترجمه کرده ايد؟

رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست، ولي کامل نيست؛ زيرا رحمن يکي از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگي او را مي رساند و اين شمول درکلمه بخشنده نيست؛ رحمن يعني خداي که در اين دنيا هم برمؤمن و هم بر کافر رحم مي کند و همه را در کنف لطف و بخشندگي خود قرار مي دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا مي فرمايد. در هرحال، ترجمه بخشنده براي رحمن درحد کمال ترجمه نيست.

خوب، رحيم را چطور ترجمه کرده ايد؟

رفيق ما جواب داد: مهربان. حضرت آيت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحيم من بود چون نام وي رحيم بود بدم نمي آمد مهربان ترجمه کنيد؛ امّا چون رحيم کلمه اي قرآني و نام پروردگار است، بايد درست معنا شود. اگر آن را بخشاينده ترجمه کرده بوديد، راهي به دهي مي برد؛ زيرا رحيم يعني خداي که در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو مي کند. پس آنچه در ترجمه بسم الله آورده ايد، بد نيست؛ ولي کامل نيست و اشتباهاتي دارد. من هم در دوران جواني چنين قصدي داشتم، امّا به همين مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره حمد بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم موضوع خيلي پيچيده تر مي شود. امّا من معتقدم شما اگرباز هم بر اين امر اصرار داريد، دست از نمازخواندن فارسي برنداريد؛ زيرا خواندنش ازنخواندن نمازبه طورکلي بهتر است.

در اين جا، همگي شرمنده و منفعل و شکست خورده از وي عذر خواهي کرديم و قول داديم، ضمن خواندن نمازبه عربي،نمازهاي گذشته را اعاده کنيم.

ايشان فرمود: من نگفتم به عربي نماز بخوانيد، هرطور دلتان مي خواهد بخوانيد. من فقط مشکلات اين کار را براي شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وي طلب بخشايش و ازکار خود اظهار پشيماني کرديم. حضرت آيت الله ارباب، با تعارف ميوه و شيريني، مجلس را به پايان برد. ما همگي دست مبارکش را بوسيديم و در حالي که ما را بدرقه مي کرد، خداحافظي کرديم. بعد نمازهارا اعاده کرديم و ازکار جاهلانه خود دست برداشتيم.

آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی

آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی