خاطره تلخ اربعین ۹۶

نویسنده:
۱۸ آبان ۹۶

بسم الله

امسال بعد از کلی مشکل توفیق پیاده روی اربعین رو  پیدا کردم

با دونفر از دوستان بلیط چزابه گرفتیم

نزدیک اذان صبح چزابه بودیم
شمردم مرز ایران هفت مرحله ویزا داشتن و نداشتن زائرین رو بررسی کردند
شوخی نیست هفت مرتبه چک کردند که عاشق زیارت ارباب بدون ویزای ۱۹۰ تومنی از مرز رد نشه
اما همزمان خبر فرار یکی از مختلسین صندوق ذخیره فرهنگیان پخش شد
مگه فرودگاه های مملکت این قدر بی دروپیکره یا شاید هم باج سبیل مسئولین رو داده و تونسته رفع ممنوع الخروجی بگیره؟!!!
نجف خیلی شلوغ بود
خیلی
بزور تونستیم یه گوشه پیدا کنیم برای خواب
ساعت ۱ بلند شدیم رفتیم زیارت مولامون امیرالمومنین و حدود ساعت سه نیمه شب پیاده روی رو شروع کردیم
ساعت حدود یک و نیم بعد از ظهر پس فرداش رسیدیم اول شهر کربلا
تقریبا بیشتر مسیر رو ده عمود ده عمود تقسیم کردم برای چهل دسته و گروه و فرد تا خود حرم سقای دشت کربلا
همه سختی ها و واماندن های سفر شیرین بود آنهم چه شیرینی ای
نماز مغرب و عشای فرداشبش را که خواندیم راه افتادیم به سمت ترمینال برای مهران
از قضا کنار میدان یک ون که مسافرینش تکمیل بود و به اندازه ما فقط جا خالی داشت نصیبمان شد
متاسفانه چند نفر در این سفر با ما بودند
یکی که مدام به راننده سرکوفت میزد و چرا اینقدر توقف میکنی
در حالی که دوستانی که مشرف شدند میدانند ایام اربعین پلیس عراق معمولا راه ها را برای پیاده ها می بندد و وسایل نقلیه مجبورند از بیراهه ها و مسیرهای فرعی بروند
یکی به راننده فحش ناموسی میداد
یکی میگفت کرایه نمیدم
یکی منت پولهای ایران رو سر عراقی ها میگذاشت
یکی میگفت عراقی ها وظیفشونه به ما خدمات بدند
چندباری نصیحتشان کردم و گفتم اینجا عراقه کشور خودشونه ما میهمانیم اینا صابخونه ان یکم صبوری کنین
موقعی که برای شام یه موکب نگهداشت یکی داد زد اگه غذای مجانی نیست باید جای دیگه نگهداره ها(کاش عراقی ها اینقدر عاشق امام حسین نبودند تا بعضی ها بفهمند مسافرت آمده اند و هر چیزی هزینه خودش را دارد، آب خوردن هزینه دارد، غذا هزینه دارد، جای استراحت هزینه دارد دقیقا مثل ایران که حتی دسشویی رفتن هم باید پول داد)
شش ساعت با این جماعت که معلوم نیست با چه نیتی آمده اند زیارت اربعین که اولیات فهم و شعور هم نداشتند همسفر بودم

در مرز مهران هموطنی با لهجه یکی از شهرستانهای معروف می گفت آخیش کم کم داره بوی آشغال کم میشه تو این چند روز سه دست لباس کثیف کردم(آخه پدرت خوب مادرت خوب مگه مجبورت کرده بودند خب نمی آمدی کثیف هم نمیشدی بوی آشغال هم اذیتت نمی کرد)
یکی هم می گفت انصافا ایران یه بوی دیگه داره (مگه خاک نیم متر اینورتر واونوتر بوی متفاوت میدن؟!)

متاسفانه ما ایرانی ها خیلی قدرنشناسیم خیلی،
یکبار هم گفتم ما همان ملتی هستیم که بیشتر از سی سال در حسرت زیارت امام حسین بودیم و حالا اینقدر راحت میرویم و مفت می خوریم و مفت استراحت میکنیم و بازهم طلبکاریم و عراقی ها را نوکر خودمون می دونیم…

#عمود_اربعین
#به_رهبری_حسین
#ملاوردی
#زباله
#زیارت_اربعین