مرد یا نامرد
نویسنده:
۴ آبان ۹۳

مرد یا نامرد ؟
ما انسانها خصلتی داریم که فطری ماست و فقط متکبران و خودخواهان این خصلت را ندارند که آن هم خود باعث آن شده اند ؛ آن خصلت ، خصلت تشکر کردن است از کسی که در حق ما لطفی کرده باشد ، محبتی نموده باشد ، مرحمتی و لو اندک کرده باشد ؛ مخصوصا اگر این لطف و محبت نسبت به جان و مال باشد . اگر کسی ما را از مرگ نجات دهد  (بالاخره ما انسانیم  و لحظه به لحظه مرگ در تعقیب  ماست فرشته مرگ خودش می گوید من هر روز ۵  نوبت به خانه ها سر می زنم  و به آنها هشدار می دهم  خلاصه اینکه هر لحظه امکان حادثه ای  است که مرگ را بدنبال داشته باشد) مثلا ممکن است تصادف سختی  کنیم بگونه ای که اگر کسی ما را به بیمارستان نرساند حتما جان ببازیم و کسی مردانگی کرده (با وجود این همه قوانین دست و پا گیر برای کسانی که مصدومی را به بیمارستان می رسانند) ما را به بیمارستان برساند ما چقدر ممنون او هستیم و هر وقت او را می بینیم  چقدر نسبت او به ادای احترام می کنیم و با دست و زبان و تمام اعضا و جوارح می خواهیم از او تشکر کنیم  . این نسبت به کسی که جان ما را نجات داده است . اما مثال برای کسی که مال را نجات دهد ؛‌ اگر به هر دلیل تمام دار و ندار خود را به پول تبدیل کنیم و سارقی در خیابان آن را برباید ما هم وسیله ای نداریم که او را تعقیب کنیم اما کسی شاهد صحنه باشد و از روی حس انسان دوستی خود سارق را تعقیت کرده و موفق به باز پس گیری اموال ما شود آیا ما او را بی تشکر رها می سازیم ؟ آیا این عدم تشکر  از اخلاق متکبران و خود خواهان نیست ؟ مگر ما اینقدر پست و رذل شده ایم  که حد اقل از او تشکر خشک زبانی هم نکنیم ؟ اگر او را با همان پولهایی که برای ما نجات داده غرق محبت نکنیم  کمال غرور و تکبر خود را نشان نداده ایم  ؟ اگر چه او نمی داند چه کمک بزرگی در حق ما کرده است زیرا نمی داند که تمام دارایی ما درون کیف است
حال بیایید بنگریم به کسی که انسان دیگری را از تمام جهات مورد محبت قرار داده است ؛ شغلی برایش پیدا کرده ، در آمد کافی در اختیار او قرار داده ، خانه و زمین برایش تهیه کرده ، وسیله نقلیه برای او خریده ،‌ برایش خواستگاری رفته و همسری خوب برای او گرفته ، او را بیمه کرده ، اصلا به موقع بیماری خودش او را به بیمارستان برده و مداوا کرده ، این آقا با این همه محبت فقط یک چیز از این آدم  خواسته است ؛ فقط از او خواسته  که پشت سر او غیبت او را نکند فقط همین . اگر این را هم نمی خواست او نمی بایست غیبت او را می کرد چه برسد به اینکه تقاضا هم کرده است . اما او بیاید و غیبت این آقای مهربان را بکند ، کیست که او را سرزنش و ملامت نکند ؟ او که هیچ طلبی نسبت به آقای خود ندارد و هر چه هست مدیون بودن نسبت به اوست .
آیا فکر نمی کنید که ما همه حالمان همانند حال همین انسان قدر نشناس است ؟چرا؟
برای اینکه مگر خدا کمتر از این آقا در حق ما محبت کرده است؟ آیا به ما بدنی سالم نداده؟ آیا به ما خانواده و پدر و مادر و همسر و فرزند خوب و سالم و صالح نداده؟ آیا در این اجتماع پر هیاهو ما را گرسنه گذاشته؟ آیا به ما نعمت زندگی در یک کشور شیعی را نداده؟ آیا نعمت محبت به اهل بیت را به هر کسی داده که به ما داده؟ و هزارن آیای دیگر. آیا فقط در همین بدن خود شگفتیهای بزرگ را نمی بینیم؟ کدام دوربین مانند چشم ما کار می کند؟ کدامین تلمبه مانند قلب بدون بازرسی و رسیدگی مداوم کار می کند؟ از کدامین نعمت بگویم که زبان قاصراست و قلم ناتوان؟
این خدای مهربان با این همه لطف و محبت یکطرفه از قبل از تولد از زمان نطفه بودن به فکر شیر ما بوده و تا لحظه مرگ ما را تحت الحمایه بی دریغ خویش قرار داده است و از ما چه خواسته غیر از دو کار که نسبت به آنهمه نعمت و محبت آن دو هم هیچ است . می پرسی کدام دو کار ؟ یکی انجام دادن آن چیزهایی که واجب کرده  و دیگری ترک آن چیزهایی که ما را از آنها نهی کرده است .
بیاییم و انصاف به خرج دهیم نماز که یکی از چیزهایی است که او از ما خواسته و البته یکی از مهمترین و بالاترین آنهاست و قوام دین و ایمان ما به نماز است نماز ستون دین است همانطور که خیمه ها بدون ستون وسط خود دیگر خیمه نیستند چون چیزی به پا نیست دین و ایمان ما هم بدون نماز دین و ایمان نیست .
این نماز که حداکثر در شبانه روز در ۲۴ ساعت به عبارتی در ۱۴۴۰ دقیقه فقط ۱۷ دقیقه ناقابل وقت میبرد ،(نمازی که خدا نگفته حتما بیا و در مسجد بخوان  و هر جا بخوانی او قبول می کند ولو در خیابان باشد بشرطی که مزاحم دیگران نباشد) چقدر تکبر و خودپسندی و رذالت است که ما این ۱۷ دقیقه را دریغ کنیم ؟ اهمیت همه اینها زمانی روشن تر می شود که به این مطلب هم توجه کنیم  ،‌ تمام این نماز و روزه و خمس و زکات و حج و … هیچ فایده ای برای خدا ندارد و سودی عاید او نمی کند و هر چه سود دارد خداوند محبت کرده و آن را هم به خود ما داده است و گفته این هم مال شما .آیا ما برای خودمان هم که شده نباید نماز بخوانیم ؟ درست مثل اینکه کسی به ما چکی بدهد تا برایش وصول کنیم   آنهم با مبلغی سنگین و اتفاقا بانک سر کوچه باشد و خلوت هم باشد و هیچ زحمتی متوجه ما نشود اما وقتی که پول را برایش می بریم او خیلی عادی بگوید پول مال خودت . اما خدا که از همان اول گفته: آقا! خانم! این چک نماز ثوابش خیلی زیاد است آنقدر که وقتی جوانی  سر به سجده می برد خداوند بوسیله همین جوان و لو گنهکار به فرشتگان مباهات می کند ، خیلی ذوق می کند می گوید ببینید ببینید این بنده من است این جوان مال من است ، افتخار می کند . این چک نماز با این مبلغ سنگین مال خودت اصلا وجه آن حامل هم نیست بنام خودت است برو بگیر مال خودت .
آیا ما این چک را که هر روز هم هست وصول می کنیم؟ چقدر در مقابل این خدای ناز و مهربان مردیم؟ بالاخره مردیم یا نامرد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.