توبه و چگونگی تبدیل گناهان به ثواب
نویسنده:
۴ آبان ۹۳

توبه و چگونگی تبدیل گناهان به ثواب

وجوهى که در معناى تبدیل سیئات به حسنات (فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) گفته شده‏
جمله” فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ” فرع بر توبه و ایمان و عمل صالح است و آثار نیکى را که بر آنها مترتب مى ‏شود بیان مى‏ کند. و آن این است که: خداى تعالى گناهانشان را مبدل به حسنه مى ‏کند.
و اما اینکه تبدیل گناهان به حسنه چه معنا دارد؟ مفسرین وجوهى ذکر کرده‏ اند:
بعضى «۱» گفته ‏اند: خداوند گناهان سابق ایشان را با توبه محو مى ‏کند و اطاعتهاى بعدى ایشان را مى‏ نویسد، در نتیجه به جاى کفر و قتل به غیر حق و زنا، داراى ایمان و جهاد- یعنى قتل به حق- و عفت و احصان مى ‏شوند.”ابن کثیر، ج ۵، ص ۱۶۸”
بعضى «۲» دیگر گفته ‏اند: مراد از سیئات و حسنات، ملکاتى است که از آن دو در نفس پدید مى ‏آید، نه خود آنها و خدا ملکه بد آنان را مبدل به ملکه خوب مى ‏سازد.”منهج الصادقین، ج ۶، ص ۴۲۱”
بعضى «۳» دیگر گفته ‏اند: مراد از سیئات و حسنات، ثواب و عقاب آنها است، نه خود آنها و خدا از چنین کسانى عقاب قتل و زنا را مثلا برداشته ثواب قتل به حق و عفت مى ‏دهد.”الجامع، ج ۱۳، ص ۷۸”
لیکن خواننده عزیز خودش به خوبى مى ‏داند که این وجوه در یک اشکال مشترکند و آن این است که: کلام خداى را از ظاهرش برگردانده‏ اند، آن هم بدون هیچ دلیلى که در دست داشته باشند.
زیرا ظاهر جمله:” یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ”، مخصوصا با در نظر داشتن اینکه در ذیلش فرموده:” و خدا غفور و رحیم است”، این است که: هر یک از گناهان ایشان خودش مبدل به حسنه مى‏ شود، نه عقابش و نه ملکه ‏اش و نه اعمال آینده ‏اش، بلکه یک یک گناهان گذشته ‏اش مبدل به حسنه مى ‏شود، این ظاهر آیه است، پس باید با حفظ این ظاهر چاره‏ اى اندیشید.
حسنه یا سیئه بودن عمل منوط به آثار عمل است و تبدیل سیئات به حسنات نیز به معناى تبدیل آثار است‏
و آنچه به نظر ما مى ‏رسد این است که باید ببینیم گناه چیست؟
آیا نفس و متن عمل ناشایست گناه است و در مقابل نفس فعلى دیگر حسنه است و یا آنکه نفس فعل و حرکات و سکناتى که فعل از آن تشکیل شده در گناه و ثواب یکى است و اگر یکى است- که همین طور هم هست- پس گناه شدن گناه از کجا و ثواب شدن عمل ثواب از کجا است؟
مثلا عمل زنا و نکاح چه فرقى با هم دارند که یکى گناه شده و دیگرى ثواب، با اینکه حرکات و سکناتى که عمل، از آن تشکیل یافته در هر دو یکى است؟ و همچنین خوردن که در حلال و حرام یکى است؟ اگر دقتى کنیم خواهیم دید تفاوت این دو در موافقت و مخالفت خدا است، مخالفت و موافقتى که در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى ‏شود، نه خود نفس فعل، چون نفس و حرکات و سکنات که یا آن را زنا مى ‏گوییم و یا نکاح، به هر حال فانى شده از بین مى ‏رود و تا یک جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى ‏اش نمى‏ رسد و پر واضح است که وقتى خود فعل از بین رفت عنوانى هم که ما به آن بدهیم چه خوب و چه بد فانى مى ‏شود.
و حال آنکه ما مى ‏گوییم: عمل انسان چون سایه دنبالش هست، پس مقصود آثار عمل است که یا مستتبع عقاب است و یا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز”تُبْلَى السَّرائِرُ”خود را نمایان کند.
این را نیز مى‏ دانیم که اگر ذات کسى شقى و یا آمیخته به شقاوت نباشد، هرگز مرتکب عمل زشت و گناه نمى ‏شود، (همان حرکات و سکناتى را که در یک فرد شقى به صورت زنا در مى ‏آید، انجام مى ‏دهد، بدون اینکه زنا و کار زشت بوده باشد)پس اعمال زشت از آثار شقاوت و خباثت ذات آدمى است، چه آن ذاتى که به تمام معنا شقى است و یا ذاتى  که آمیخته با شقاوت و خباثت است.
حال که چنین شد، اگر فرض کنیم چنین ذاتى از راه توبه و ایمان و عمل صالح مبدل به ذاتى طیب و طاهر و خالى از شقاوت و خباثت شد و آن ذات مبدل به ذاتى گشت که هیچ شائبه شقاوت در آن نبود، لازمه این تبدل این است که آثارى هم که در سابق داشت و ما نام گناه بر آن نهاده بودیم، با مغفرت و رحمت خدا مبدل به آثارى شود که با نفس سعید و طیب و طاهر مناسب باشد و آن این است که: عنوان گناه از آن برداشته شود و عنوان حسنه و ثواب به خود بگیرد. و چه بسا ذکر رحمت و مغفرت در ذیل آیه اشاره به همین معنا باشد.
“وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً” کلمه”متاب”مصدر میمى از ماده توبه است.و سیاق آیه مى ‏رساند که در مقام رفع استبعاد از تبدیل سیئات به حسنات است و خلاصه: مى ‏خواهد بفهماند که امر توبه آن قدر عظیم و اثرش آن چنان زیاد است که سیئات را مبدل به حسنات مى ‏کند و هیچ استبعادى ندارد، چون توبه عبارت است از رجوع خاص به سوى خداى سبحان و خداى تعالى هر چه بخواهد مى‏کند.
در این آیه شریفه علاوه بر بیان مزبور، این نکته نیز آمده که توبه شامل تمامى گناهان مى‏ شود، چه گناهى که توأم با شرک باشد و چه آنکه توأم نباشد و آیه قبلى-همانطور که اشاره کردیم-این معنا را نمى ‏رسانید. و دلالتش بر شمول توبه نسبت به گناهان غیر شرک، خفى بود.
ترجمه المیزان، ج‏۱۵، ص: ۳۳۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.