کلیات خمس فلسفی یا منطقی
نویسنده:
۲۱ خرداد ۹۵

کلیات خمس در منطق چیست؟

پرسش
کلیات خمس-koliyat khamsسلام؛ معنای کلیات خمس در منطق چیست؟ و تفاوت آن با کلیات خمس در فلسفه کدام است؟

پاسخ اجمالی
از جمله مباحث مقدماتى که منطقیین معمولًا آن‌را ذکر مى‌‏کنند، مبحث «کلّیات خمس» است. بحث کلیات خمس مربوط است به فلسفه نه منطق. فلاسفه در مباحث «ماهیّت» به تفصیل در این مورد بحث مى‌‏کنند. ولى نظر به این‌که بحث درباره «حدود» و «تعریفات» متوقف به آشنایى با کلیات خمس است. منطقیّین این بحث را مقدمه براى باب «حدود» مى‌‏آورند و به آن نام «مدخل» یا «مقدّمه» مى‌‏دهند.
مى‏‌گویند هر کلى را که نسبت به افراد خود آن کلى در نظر بگیریم و رابطه‌‏اش را با افراد خودش بسنجیم از نظر ذاتى و عرضى بودن نسبت به افراد خود بر پنج نوع‌‌اند.

۱. نوع‏: نوع آن کلی ذاتی است که افراد متحدالحقیقه را شامل شود؛ یعنی افرادی که ذاتیات آنها یکی است؛ مانند انسان که معناى انسانیّت بیان کننده تمام ذات و ماهیت افراد خود است؛ یعنى چیزى در ذات و ماهیت افراد انسان‏ نیست که مفهوم «انسان» شامل آن نباشد. اگرچه عرض‌های افراد انسان مختلف است، اما ذات‌های آنان یکی است؛ یعنی ممکن است در رنگ و مو و سن و لاغری و چاقی آنان با هم برابر نباشند اما در (جسم داشتن، نامی و ناطق و حیوان بودن) با هم تفاوتی ندارند. همچنین مفهوم و معناى «خط» که بیان کننده تمام ذات و ماهیت افراد خود است.

۲. جنس‏: جنس آن کلی ذاتی است که بر افراد مختلف الحقیقه حمل می‌شود؛ مانند حیوان که بر انسان، اسب و… حمل می‌شود. و بیان کننده جزئى از ذات افراد خود است؛ زیرا افراد حیوان از قبیل زید، عمرو، اسب، گوسفند و غیره حیوان‏اند و چیز دیگر، یعنى ماهیت و ذات آنها را «حیوان» تشکیل مى‌‏دهد به علاوه یک چیز دیگر. نظیر «ناطق» در انسان‌ها؛ و «کم» که جزء ذات افراد خود از قبیل خط و سطح و حجم است. همه آنها کمّند به علاوه چیز دیگر؛ یعنى کمّیت جزء ذات آنها است نه تمام ذات آنها و نه چیزى خارج از ذات آنها.

۳. فصل‏: فصل کلی ذاتی است که موجب امتیاز یک نوع از انواع مشارک شود؛ مانند ناطق که فصل انسان است و او را از حیوان‌های دیگر ممتاز می‌سازد.

۴. عرض عام‏: عرضی است که اختصاص به افراد یک نوع نداشته و عارض انواع گوناگون می‌شود؛ مانند سفیدی و سیاهی که عارض حیوان، لباس، کاغذ و دیوار و… می‌شود. یا مانند «راهرونده» (ماشى) که خارج از ماهیت افراد خود است؛ یعنى راه رفتن جزء ذات یا تمام ذات روندگان نیست، ولى در عین حال به صورت یک حالت و یا عارض در آنها وجود دارد، اما این امر عارض اختصاص به افراد یک نوع ندارد، بلکه در انواعى از حیوان وجود دارد و بر هر فردى که صدق مى‌‏کند از ذات و ماهیت آن فرد اعمّ است.

۵. عرض خاص‏: عرض خاص عرضی است که اختصاص به افراد یک نوع داشته باشد؛ مانند خنده و تعجب که مختص انسان است که خارج از ماهیت افراد خود (همان افراد انسان) است و به صورت یک حالت و یک عرض در آنها وجود دارد، و این امر عرضى اختصاص دارد به افراد یک ذات و یک نوع و یک ماهیت؛ یعنى نوع انسان. و عارض اسب و استر نمی‌شود.‏[۱]

[۱]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج ‏۵، ص ۵۸- ۵۹، تهران، صدرا، ۱۳۸۱ش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.